| |
|
|
 |
|
|
از سال 41 شمسی و در پیام مشهور امام، به مناسبت نوروز 42 به کشتهشدن مسلمانان و روحانیت به دست دولت، برای حفظ منافع اسرائیل اشاره شده است. پس از آن امام به مناسبت وقایع مختلف در داخل و خارج از ایران این مقوله را به طور جدی طرح کردهاند. از جمله در پیام امام دربارة لایحه انجمنهای ایالاتی و ولایتی از سلطه صهیونیستها بر منافع و تأسیسات ایران، انتقاد شدیدی به عمل آمده است. در همین سال در پاسخ به اصناف شهرستان قم در خصوص مصوبه دولت علم برای روابط اقتصادی با اسرائیل، آن را خطری بزرگ برای اسلام و استقلال کشور دانستهاند. در سال 42 در پاسخ به نامة علمای یزد خطر اسرائیل را بسیار جدی دانسته و همه را به اعتراض علیه اسرائیل و دولت پهلوی فراخواندهاند.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
در دوران قیمومت نیز تشکیلات بهائیت در فلسطین از تسهیلات و امتیازات ویژهای برخوردار بود. به نوشتهی شوقی افندی، در آن دوران، «شعبهای به نام موقوفات بهائی در فلسطین دایر گشت و هر چیزی که به نام مقام متبرکه بهائی از اطراف عالم به اراضی مقدسه میرسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی معاف بود و همچنین موقوفات بهائی از پرداخت مالیات معاف بودند...».
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
در همین راستاست که سیاست غیرانسانی رژیم صهیونیستی در مورد حقوق عربها و محروم کردن آنها از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بهرهبرداری از سرزمینهای اشغالی، توجیه میشود. به این لحاظ، نژادپرستی صهیونیسم، نظامی کاملاً هماهنگ است که الهام بخش قانونگذاران و دولتمردان اسرائیل میباشد. این نژادپرستی، از همان اول تجسم طرح تئودور هرتزل (بنا به گفتهی خود او در کتابش) به شمار میرفت. |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
«صهیونیسم» ریشه در کلمه صهیون (صیون) دارد که نام کوهی در جنوب غربی قدس (اورشلیم) است. رهبران یهود ادعا میکنند حضرت داوود و حضرت سلیمان زمانی در آنجا سکونت داشتهاند و خداوند این سرزمین را به آنان وعده داده تا بتوانند حکومت یهود را در آنجا برپا کنند. ولی گستره این حکومت به فلسطین محدود نمیشود بلکه همانطور که «تئودور هرتزل» در کتاب «دولت یهود» نوشته و همه رهبران صهیونیست نیز به آن اعتقاد دارند، قلمرو حکومت مورد نظر آنان، اراضی حدفاصل دو رودخانه نیل تا فرات است. |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
صهیونیزم جدید، صورت دنیوی و ملت پرستانه ای از یهودیت اصلی است. که پس از پیدایش موج تازه ی یهودی ستیزی (آنتی سمیتیسم-Anti-semitism) در روسیه تزاری، و لهستان و دیگر کشورهای اروپایی، و زیر نفوذ موج جنبش های ناسیونالیست اروپایی در اواخر قرن نوزدهم پدید آمد و هدف تشکیل کشوری یهودی در سرزمین فلسطین بود. انقلاب فرانسه وضع یهودیان را در اروپای غربی بهبود بخشیده، اما در اروپای شرقی تغییری حاصل نشده و بیشتر یهودیان در روسیه و یا در لهستان وضع دشواری داشتند.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
در سال 1897 نخستین کنگره صهیونیسم در شهر بال سوئیس تشکیل شد و مساله تشکیل دولت یهود در سرزمین فلسطین به تصویب صهیونیستهای حاضر در کنگره رسید. هرتزل در کنگره اعلام کرد:« همین امروز ما دولت یهودی را بوجود آوردیم!».در سال 1901 هرتزل با سلطان عبدالحمید خلیفه عثمانی تماس گرفت و امتیازاتی نظیر زمین و مهاجرت یهودیان را درخواست کرد و در مقابل تعهد کرد که وام کلانی را بانک عمران یهود به دربار خلیفه بدهد. اما سلطان عبدالحمید با همه نیازی که به پول داشت با این درخواست مخالفت کرد.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
نتانیاهو در سال 2002 و در زمان نخست وزیری «آریل شارون» مجدداً به کابینه پیوست و به عنوان وزیر خارجه، جایگزین «دیوید لوی» شد. وی طی سالهای 2003 تا 2005 وزیر دارایی رژیمصهیونیستی بود و سال 2005 در اعتراض به طرح شارون مبنی بر تخلیه شهرکهای یهودینشین «نوارغزه»، از کابینه کنارهگیری کرد.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
اسحاق رابین، پنجمین نخستوزیر رژیمصهیونیستی و تنها نخستوزیر این رژیم است که به قتل رسید، چون تندروهای صهیونیست اعتقاد داشتند، صلح با فلسطینیان و امضای پیمان اسلو معنایی جز خیانت به اسرائیل ندارد.
چهارم نوامبر سال 1995 "اسحاق رابین"، نخستوزیر وقت رژیمصهیونیستی به ضرب گلوله یک دانشجوی صهیونیست در مرکز "تلآویو" کشته شد.
در نگاه تندروهای صهیونیست، تلاشهای رابین برای دستیابی به صلح با فلسطینیان و امضای پیمان اسلو معنایی جز خیانت به این رژیم و آرمانهای صهیونیسم نداشت.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
«یوسی بیلین از نمایندگان کنست در جلسه ای سری از مسایلی پرده برداشت که بخش هایی از آن به رسانه ها درز پیدا کرد وی در این جلسه گفته بود که 65 در صد از صهیونیست ها از اندیشه مهاجرت به خارج فلسطین اشغالی حمایت می کنند و تعداد زیادی از کسانی که برای تحصیل به خارج می روند در صدد بازگشت نیستند.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
در بررسی تاریخ فلسطین و نحوه اشغال آن توسط رژیم غاصب صهیونیستی، مقوله جمعیت از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. این مساله که چگونه جمعیت یهودیان در فلسطین افزایش یافت، در این نوشتار مورد توجه واقع شده است.
تاریخ فلسطین را باید به سه قسمت تقسیم نمود:
قسمت اول: فلسطین دوره عثمانی (قبل از 1917)، قسمت دوم: فلسطین دوره قیمومت انگلیس (1948-1917)، قسمت سوم: فلسطین پس از تأسیس دولت یهود (1948 به بعد).
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
وی در اواسط آوریل در گفتوگو با رادیو «عبری»، اسرائیلیها را شوکه کرده و اعلام نمود: کشوری به نام اسرائیل باقی نخواهد ماند.
رابینشتاین تنها فردی نیست که به این نتیجه رسیده است. با رسیدن به شصتمین سال تأسیس اسرائیل، روشنفکران اسرائیلی پیشبینیهای بدبینانهای نسبت به آیندهشان دارند. شمار رو به افزایشی از سیاستمداران و صهیونیستها به بیان باز عقاید خود در مورد موجودیت اسرائیل پرداختهاند.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
مرکز هسته ای رژیم صهیونیستی در صحرای نقب در جنوب فلسطین اشغالی قرار دارد که خطرناک ترین سلاحهای کشتار جمعی منطقه خاورمیانه در آن تولید می شود. این نیروگاه هیچ گونه سیستم حفاظتی مناسبی ندارد و مواد پرتوزای آن نیز به خارج نشت کرده است. علاوه بر آن رژیم صهیونیستی زباله ها و مواد خطرناک دیگر آن را در مناطقی که هنوز فاش نشده است ـ احتمالاً در مناطق فلسطینی ـ دفن می کند.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
با این وجود، رهبران صهیونیست در رسانه ها به خصوص رسانه های عبری مدام از مهاجرت یهودیان به فلسطین سخن می گویند، اما هیچ وقت اشاره ای به مهاجرت معکوس یهودیان از فلسطین نمی کنند و در واقع اظهارنظر در این باره در رسانه های صهیونیست ممنوع است. هر کس در رژیم صهیونیستی در این خصوص سخن می گوید، خود را تحت پیگرد قانونی قرار داده است. به این دلیل که پرداختن به مسأله «مهاجرت معکوس یهودیان» خیلی از شهرک نشینان مرتدرا به خصوص با توجه به اوضاع بد معیشتی و امنیتی اسرائیل به ترک آن وا می دارد.
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
سه ماه پس از خروج از مصر، موسى به فرمان خدا بر کوه سینا دو لوح دریافت کرد که ده فرمان بر آنها نقش بسته بود. این ده فرمان آغاز و مبناى شریعت موسوى است و تمام احکام شریعتیهود در همین فرمانها ریشه دارند. |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
حرص و طمع و بلندپروازی خصیصه اصلی اسرائیلی هاست، این خوی انسان اسرائیلی را بر آن می دارد تا خود را از سایر ملل متمایز سازد. این مسأله از دوگانگی ریشه دار میان مطلوب و موجود و اصطکاک هویت و ماهیت حکایت دارد. هیلر در پایان این سؤال را مطرح می کند که آیا احساس گناه و از خود بیزاری انسان اسرائیلی عامل اساسی سوق دهنده وی برای یافتن هویتش است؟
|
|
|
|
|
|